شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
237
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
غايب شود . و مخلص 279 از اين علل كسى را « 1 » بود كه از ساير افعال و صفات خود فانى گردد . قال اللّه تعالى : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ « 2 » . فصل صورت « 3 » ايثار در « بدايات » صرف كردن است آنچه از وقت فاضل باشد . و در « ابواب » قطع تعلق و دفع محبّت مال است . و در « معاملات » اختيار رضاى حق است بر رضاى خلق . و در « اخلاق » ايثار غير است بر نفس ، با وجود احتياج . و در « اصول » بذل مال و جان . و در « اوديه » رفع همّت از تعلّق به « 4 » ما سوا . و در « احوال » عدم التفات به غير محبوب . و در « ولايات » فنا از افعال و صفات . و در « حقايق » انفصال از كونين . و در « نهايات » محو انّيّت و رفع رسوم به كلّيّت . باب الخلق قال اللّه تعالى : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « 5 » يعنى به درستى و راستى « 6 » اى محمّد « 7 » كه تو مجبول 280 و مجعول بر خلق عظيمى . « 8 » از عايشه رضى اللّه عنها « 9 » از خلق پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 10 » پرسيدند ؛ گفت : خلق وى قرآن بود ؛ 281 يعنى متخلّق به اخلاق قرآنى و متأدّب به آداب ربّانى بود ؛ لاجرم خلق وى « 11 » عظيم 282 بود . و اين باب را به اسم « خلق » 283 تخصيص كرد - اگرچه ابواب اين قسم تمام از مقولهء « 12 » بيان اخلاق است - از جهت آنكه اين باب در بيان مصاحبت و معاشرت است با اخوان و غير ايشان ؛ و در عرف « خلق » اين را مىگويند ؛ و مراد خلق عرفى است . و نيز اتفاق اين طايفه بر آن است كه اصل خلق ، راحت رسانيدن است و رنج بازداشتن ، و اين عين
--> ( 1 ) . ج : - را . ( 2 ) . آل عمران / 128 . ( 3 ) . ج : - صورت . ( 4 ) . ج : - به . ( 5 ) . القلم / 4 . ( 6 ) . ع : - وراستى . ( 7 ) . ع : كه تو اى محمد . ( 8 ) . ج : عظيم . ( 9 ) . ع : رض . ( 10 ) . ع : ص . ( 11 ) . ج : + قرآن . ( 12 ) . ج : مقول .